سه شنبه, ۲۴ تیر , ۱۳۹۹
چهارشنبه, 6 فروردین , 1399ساعت : 4:53 ب.ظکد مطلب: 15917

مرثیه‌ای برای درختی که به پهلو افتاده است

بهروز هاشمیکاشان فردا –  ۱- در سال‌های پیش از ملی‌شدن صنعت نفت، توزیع مواد سوختی در بسیاری از شهرهای کوچک همچون؛ کاشان با مشکل روبه‌رو بود. مردم، ادارات و کارخانه‌های کاشان با مشکل تأمین مواد سوختی دست‌وپنجه نرم می‌کردند.

برای حل این مشکل، نگاه مردم به‌سوی استفاده از سایر مواد سوختی نظیر؛ چوب و نگاه کارخانه‌ها به چوب و زغال‌سنگ می‌چرخد. قطع درختان، تنها راه رهایی مردم، از سرمایِ خشک کاشان بوده است. مدیران کارخانه‌های صنعتی، نامه‌ای به نخست‌وزیر وقت می‌نویسند که؛ «مردم و کارخانه‌جات برای تأمین سوخت، مجبور هستند که از چوب درختان استفاده کنند.

کاشان به دلیل واقع‌شدن در منطقهٔ خشک و کم‌آب از درختان فراوان برخوردار نیست، هم‌چنین درختان موجود در منطقه عمدتاً درختان میوه و باارزش هستند.» (۱)
اللهیار صالح که آن روزها نمایندهٔ مردمِ کاشان در مجلس شورای ملی بوده است، پیگیر ماجرا می‌شود تا این مشکل حل و درختان کم‌تری قطع شود.

۲- در روزهایی که ویروس کرونا، همه‌جا را به تعطیلی کشانده است و کاشان روزهای تعطیل، آرام و خلوتی را سپری می‌کند، در روستاهای اطرافش خبری از هیچ خلوتی و آرامشی نیست. کارگران مشغول کارند و درختان قطع می‌شوند و سازه‌هایی به‌جای درختان بالا می‌آید.

نمی‌دانم از سال‌های پس از اللهیار صالح تا به امروز، چه بر سر نمایندگان کاشان (مخصوصاً در دوران کنونی) و مردمانش آمده است که این‌چنین نظاره‌گر قطع درختان و ساختِ ساختمان در زمین‌های کشاورزی هستیم.

این عکس‌ تنها بخشی از ساختمان‌هایی است که در دشتِ «بهاباد روستای رَحَق» ساخته شده است. کافی است دوربین را برداریم و در این دشت قدم بزنیم و از ساختمان‌هایی که در زمین‌های کشاورزی ساخته شده است عکس بگیریم و شمارش‌شان کنیم.

ساخت سوله در زمین‌های کشاورزی رحق کاشان
تصویری که از سال‌های پیش، دشت بهاباد روستای رحق در ذهن من و بسیاری از مردمان این دیار باقی‌مانده است، کشاورزانی است که وسایل کشاورزی‌شان را بر روی الاغ‌شان بسته‌اند و همراه خانواده‌شان به سمت زمین‌هایشان می‌روند؛ و تا پیش از غروبِ آفتاب، صدای تکاندن بادام و گردو بود که در میان درختان دشت می‌پیچید.صدای خندهٔ کشاورزان بود و گونی‌های پر از بادام و گردو که بر پشت الاغ‌ها بسته و به سمت روستا و خانه‌ها برده می‌شد.

تصویری که این روزها، در دشت بهاباد می‌بینیم، تصویر ماشین‌آلات غول‌پیکری است که آجر، ماسه، سیمان، سنگ و… خالی می‌کنند. ماشین‌های غول‌پیکرتری که ستون این ساختمان‌ها را می‌ایستانند و در هم قلاب می‌کنند و جوش می‌دهند. صدای ارّه‌هایی است که درختان را می‌اندازد و صدای بنّایی است که بر سر کارگرِ افغانش داد می‌زند که شاقول (وسیله‌ای برای تعیین راستا و تنظیم دیوار) را صاف نگه دارد.

مسئله تنها قطع درختان و ساخت ساختمان در زمین کشاورزی نیست. مسئله هویتی است که از مردم روستای رحق، گرفته می‌شود. میراثِ کشاورزی‌ای که از گذشتگان دور، دست‌به‌دست چرخیده تا به دست ما رسیده است. میراثی که از همان گذشته باروَر بوده و سرسبز. میراثی که بخشی از تاریخ و هویت مردم این روستا است.

پاک‌سازی تصاویرِ پیشینی بهاباد برای مردمانی که یاد و خاطره‌ای از این زمین‌های کشاورزی دارند و ساختن تصاویر جدید و دلبخواه برای نسلی که آن روزهای پردرخت را ندیده، نخستین قدمی است که برای بازپس‌گیری هویت مردمان روستا، انجام شده است.

تغییر شکل و تغییر کاربری زمین‌ها قدم بعدی است و درنهایت به تغییر نام زمین‌های دشت بهاباد می‌انجامد. «باغ خُرم‌آباد»، «باغ گِدَستون»، «باغ مدرشیدی»، «زمین بوریاباف»، «پاشنار»، «کولِوا» و یا زمین‌هایی با نام اشخاص، همچون؛ «باغِ؛ جعفر، ساره، مرضیه، مصطفا، کشاورز، ملاحسینعلی» تنها چند نام است از نام‌هایی که بر تَکاتک زمین‌های دشت رحق بر سر زبان‌ها بوده است و اکنون به «زمینِ استخر»، «زمینی که دورش فنس کشیدن»، «زمین سوله آبی»، «زمینی که اولش خونه سفید رو ساختن» و… تغییر پیدا کرده است و در نتیجه آدرس‌دهی مردم و کشاورزان در این دشت نیز با تغییرات زیادی همراه است.

ساخت این ساختمان‌ها در این دشت کشاورزی، احساس تعلق‌خاطر و مالکیت را از گذشته و از نیاکان و تاریخی که در پِی هر یک از این زمین‌ها بوده را کم‌رنگ کرده و ارزش‌افزودهٔ ناشی از این ساختمان‌سازی‌ها است که برای اهالی تعلق‌خاطر ایجاد می‌کند. جریان ساختمان‌سازی، نوع کاشت محصول را عوض کرده و یکی از عواملی است که سطح زیر کشت روستا را نیز پایین آورده است (کم‌آبی اولین عامل در کم‌شدن سطح زیر کشت در منطقه است).

ساختمان‌سازی در زمین‌های کشاورزی رحق کاشان
در شهر کویری همچون کاشان که تعداد درخت کاشته شده و سرسبز در آن کم است که رنگ سبز، رنگ جذاب و پرهیجانی است، در کاشانی که در تمامی فصول با کمبود آب، دست‌وپنجه نرم می‌کند و پوشش گیاهیِ شهری‌اش، خصوصاً در این سال‌های اخیر به درخت کاج و زیتون محدود شده است (که کاشت این درختان نیز صرفاً به دلیل نیاز کم این درختان به آب و مقاومتشان در برابر گرما و بی‌آبی است) سکوت مسئولانش از نماینده به‌عنوان بالاترین مقام شهر تا دهیار روستا به قطع درختانِ چندین ساله و ساخت ساختمان به‌جای آن حیرت‌آور است.

ساخت این سازه‌ها، با هیچ پرسش و پاسخی از طرف هیچ مسئولی همراه نیست. هرکس، هر زمان که اراده کند، می‌تواند سازه‌ای با هر شکل، ابعاد و کاربری بسازد. سازه‌هایی که روزبه‌روز بر ارتفاع و زیربنایشان افزوده می‌شود.

البته که این ساخت‌وسازها تنها مشکل روستای رحقِ کاشان نیست و گریبان‌گیر بسیاری از مناطق ایران است، اما کویری بودن کاشان و نیاز مبرمش به درخت و آبادی، اهمیت این مسئله را در روستاهای اطراف کاشان حیاتی‌تر می‌کند.

۳- «اکنون، دیوارهای شهر با تصاویر درخت، آبشار، گل و پرندگان، پُر شده‌اند و در برابر درختانِ گردوغبار گرفتهٔ شهر و پرندگان شهری شدهٔ آن، عرض‌اندام می‌کنند. آن‌هایی که واقعی‌اند، زیبا نیستند (خاکی و دودآلودند) و آن‌هایی که زیبا هستند واقعی نیستند.» (۲)
اتوپیای همهٔ ما مردمان، رسیدن به روستا (شهر) سرسبز و پاک، لذت بردن از تماشای طبیعت است، اما نه طبیعتی، نقاشی شده با رنگ‌روغن بر سینهٔ دیوارها.

دوربین‌تان (تلفن همراه) را بردارید و از این درختانِ پرشکوفه به یادگار عکسی بردارید. بروید و درختان را لمس کنید و به یاد بسپارید این درختان را، این برگ‌ها را و این بوی شکوفه‌ها را. درختانی که بر دیوارها کشیده خواهد شد، نه بویی خواهد داشت و نه محصولی.

۴- این روزهایی که برای خانه ماندن، زمان بیشتری دارم، انیمیشن «لوراکس» را بارها دیده‌ام و به شهر تِنیدویل، شهری که داستان انیمیشن لوراکس می‌آفریند، فکر می‌کنم.

تنیدویل، شهری است که در آن، هیچ‌گونه درخت طبیعی وجود ندارد و تمامی گیاهان و درختانش از جنس پلاستیک هستند و فرماندار تنیدویل، تمامی درآمد خود را از راه فروش اکسیژن به دست می‌آورد و تلاش زیادی برای آلوده‌تر کردن هوا و فروش بیش‌تر محصولات خود دارد. مردمان شهر، آرزوی داشتن یک درخت طبیعی را در رؤیای خود می‌پرورانند.

تیتر بر گرفته از عنوان مجموعه شعری از غلامرضا بروسان.

پانوشت:
(۱) مهشید لطفی‌نیا، اسناد معادن ایران ۱۳۰۰-۱۳۳۲)
(۲) امر روزمره در جامعهٔ پساانقلابی، عباس کاظمی، فرهنگ جاوید

بهروز هاشمی – کاشان نیوز

از این نویسنده:
+ لهجه کاشانی از فضای تئاتر کاشان دست‌بردار نیست

مطالب مرتبط
  • ابوالفضل نجیب

    کاشان فردا – مصاحبه مبسوط محمود احمدی‌نژاد و به تعبیری پدیده هزاره سوم درباره موسیقی ایران خنده و خشم توأمان بسیاری را برانگیخت. این واکنش متناقض البته پیش از آن‌که به عقبه و عملکرد او به‌عنوان رئی...

  • محمود ساطع کنشگر فرهنگی اجتماعی کاشان

    کاشان فردا – این روزها،‌ دوباره در باغ تاریخی فین کاشان درختی از پای درآمد. بریده شد و بر خاک افتاد. اتفاقی که در این دو دهه، برای صدوبیست درخت چند صدساله دیگر این باغ رخ داد. مرگامرگ درختان،‌ اند...

  • علی‌اکبر ارشدی ابیانه

    کاشان فردا – در سمت غرب ابیانه و در حدود ۱۵ کیلومتری قهرود مزرعه‌ای‏ ییلاقی و خوش آب‌وهوا به‌نام گهبالا (گهه بالا -جهق بالا) وجود دارد. در این مزرعه آثار قلعه مخروبه‌ای به نام قلعه شکاکی هست که وضع ...

  • بهروز هاشمی

    کاشان فردا ـ با خرده‌ریزش، کم‌وزیاد، به‌احتمال چند قرنی از فرمان شاه می‌گذرد. حتماً شاهی بوده با سبیل‌های از بناگوش دررفته و پاهای روی پا انداخته که در میان تمامی نوکران و چاکران داد زده: «اراده کرده‌ای...

  • صداوسیما

    کاشان فردا – چرا سرعت اینترنت کم‌وزیاد می‌شود و چرا در بعضی جاها آنتن قطع می‌شود؟ آیا این مشکلات راه‌حلی ندارد؟ چرا هر اپراتور تلفن همراه یک نقشه دارد که نشان می‌دهد پوشش دیتا و آنتن‌دهی‌اش محدود به کجا می...

  • بدون دیدگاه
    پاسخی بگذارید

    این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.