شنبه, ۲۵ مرداد , ۱۳۹۹
جمعه, 25 بهمن , 1398ساعت : 10:01 ب.ظکد مطلب: 12032

روز مادر بود و او مادر نداشت

مصطفی جوادیکاشان فردا ـ
دختر رنجیده‌ای مادر نداشت
جز دلی غمگیمن و چشمی تر نداشت

سینه‌اش لبریز از اندوه بود
گرچه دردش را کسی باور نداشت

جز نشستن در کنار مادرش
آرزوی دیگری در سر نداشت

اشک گرمش بود و سنگ سرد قبر
هدیه‌ای شاید از این بهتر نداشت

صبح شد آن شب ولی چون روز قبل
سر ز روی قبر مادر برنداشت

چهره‌اش پژمرده بود و زرد، چون
روز مادر بود و او مادر نداشت

مصطفی جوادی

مطالب مرتبط
  • مصطفی-جوادی

    کاشان فردا – مصطفی جوادی / صبحگاهان که هنوز خورشید رشته‌های طلایی‌اش را در آسمان شهر پهن نکرده است، در شهری که غرق در بی‌خبری است در پی خبر روانه شده‌ای. شهر تشنه خبر است و این تویی که عطش شهر ر...

  • شعر کاشان فردا

    کاشان فردا – در كشور ايران كه دلتنگي فراوان است كنجي براي گريه، اي مردم! خراسان است كنجي كه جذاب است مثل خال كنج لب كنجي كه در واقع تمام خاک ايران است در نقشه سمت چپ، كمي بالا، تپش دارد اين نقشه انسا...

  • شعر کاشان فردا

    کاشان فردا – بیست‌ویکم مارس (دوم فروردین‌ماه) به عنوان «روز جهانی شعر» نامیده شده است. امسال یونسکو چالشی را به این مناسبت راه انداخته است. به گزارش ایسنا، یونسکو در این‌باره می‌نویسد: «روز جهانی ...

  • شعر کاشان فردا

    کاشان فردا – شکافت فرق زمین و سپیده‌دم لرزید چه شد مگر که ستون‌های کاخ غم لرزید مگر که مرثیه‌ای سر کند هزاران بند خبر رسید به کاشان و محتشم لرزید خبر چو نامه به بال کبوتران آویخت سحر به سوی خراسان ش...

  • شعر کاشان فردا

    کاشان فردا – اولین حبّه را كه می‌خوردی، كفر می‌رفت تا اذان بدهد دست شیطان به تیغ زهرآگین فرق خورشید را نشان بدهد اولین حبّه را كه می‌خوردی، «ابن‌ملجم» به قصر وارد شد دست بر شانۀ خلیفه نهاد تا به...

  • بدون دیدگاه
    پاسخی بگذارید

    این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.