پنج‌شنبه 26 اردیبهشت 1398کد مطلب: 9033

بیضایی و شاهنامه فردوسیکاشان فردا – دربند مناسبات تقویم نیستم که هیچ، حتی ازشان فرار می‌کنم. اما لابد حکمتی داشت که اتفاقی دوسه روز پیش در ماشین، یکی از سخن‌رانی‌های بیضایی درباره شاهنامه روزی‌ام شد. او در این سخن‌رانی بهتر از خیلی‌ها درباره تاریخ اسلام و آثار متقابل شاهنامه و حوادث تاریخی بعد از اسلام حرف می‌زند. دوست دارم در حد چند جمله حرف‌هایش را این‌جا بنویسم.

بیشتر بخوانیم:
+ دوباره فردوسی‌نوازی؟

بیضایی این‌جا هم با همان صراحت طنزآمیز همیشگی‌اش می‌گوید که نه شیفتگان شاهنامه آن را خوانده‌اند و نه آن‌هایی که بهش فحش می‌دهند: «اگر قرار است به چیزی افتخار کنیم، باید آن را بشناسیم و به‌عنوان سرمشق دنبال کنیم. وقتی چنین کاری نمی‌کنیم، پس داریم به چی افتخار می‌کنیم؟ یا اگر آن را رد می‌کنیم، باید دلایلش را بشکافیم. شاهنامه معاشقه‌ای بین ایران و سایر اقوام است و ماجرای تفرقه‌افکنی از بنی‌امیه و بنی‌عباس آغاز شد. آن‌ها به اختلافاتی دامن زدند که تا آن زمان چندان وجود نداشت.

کاشان فردا را در اینستاگرام دنبال کنیم:   https://www.instagram.com/kashanefarda.ir

بهرام بیضاییاما شاهنامه‌خوانی در خسته‌خانه‌ها یا همان قهوه‌خانه‌ها به یک مبارزه اجتماعی و تئاتری مطلق تبدیل شد و به یک اتفاق تاریخی منتهی شد. جوری که بسیاری آن را مقابل قرآن قرار دادند و آن را «قرآن‌ العجم» خواندند. اگر خلفا قرآن را وسیله‌ای برای محو ما قرار دادند، شاهنامه ابزاری شد برای مقاومت ما. بسیاری گفته‌اند که فردوسی در حفظ زبان فارسی بسیار مؤثر بوده. من تا حالا چنین چیزی نگفته‌ام و حالا برای اولین‌بار می‌خواهم بگویم.»

دارم فکر می‌کنم هنوز تا بازشناسی بزرگانی مثل فردوسی خیلی مانده. چه توقعی است از مردمی مثل ما درباره بزرگان گذشته‌اش، وقتی هنوز بلد نیست با بزرگان و اسطوره‌های اکنونش چه‌طور رفتار کند؟

جابر تواضعی – کانال زیر درخت انجیر

از این نویسنده:
+ درس معلم ار بود زمزمه محبتی

لینک کوتاه این مطلب:
دسته بندی :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.